سلام نانا در عصری که مردمانش با تمام تجهیزات از هم دورن ، من هنوز بوی قرمه سبزی مادرم را از یاد نبرده ام و تنها دلخوشی تمام این روز های زندگی ام داشتن خاطرات قشنگ از روز های قشنگتر نانا ، بزرگ که می شویم آرزو هایمان مثلا براورده می شود . اما تمام خوشی هایمان با ارزو هایمان گم می شود. نانای خوبم چقدر و تا کجا باید دنبال گم شده هایمان بچرخیم فیلسوفی می گفت خودت را که گم کنی راهت را پیدا نمی کنی ، راهت را که پیدا کنی خودت را گم می کنی... نانا هنوز ماندم مفهوم حرف های این فیلسوف یعنی چه؟؟؟؟ نانا فقط می دانم من هنوز گمم کجا؟ چرا؟ را نمی دانم نانای خوبم کله ام بوی قرمه سبزی مادرم را می دهد . مواظبم باش. ساری- هشتم ابان 95
برچسب: نامه دادا به نانا,نامه های دادا به نانا,
نویسنده: ایلیا اکبری
تاريخ: شنبه
22 آبان
1395 ساعت: 21:11